محمد ابراهيم آيتى

560

تاريخ پيامبر اسلام ( فارسي )

« زبير بن عوّام » : فرماندهء ميسره را فرمود تا : با سپاهيانى از « كدى » [ 1 ] به مكّه درآيند . « سعد بن عباده » را فرمود تا : از « كداء » وارد شود ، اما به روايت ابن اسحاق : « سعد بن عباده » سخنى مشعر بر جنگ و خونريزى و انتقامجوئى گفت ، و چون گفتار او را به رسول خدا رساندند ، على را فرمود : خود را به او برسان و رايت را از وى بگير و خود آن را به مكّه درآر . « خالد بن وليد » فرماندهء ميمنه را فرمود تا : با عدّه‌اى از سپاهيان از پايين مكّه از « ليط » وارد شود . قبيله‌هايى از عرب از جمله : « أسلم » و « سليم » و « غفار » و « مزينه » و « جهينه » زير فرمان او بودند . « أبو عبيدة بن جرّاح » با صفوفى از مسلمانان پيش روى رسول خدا روى به مكّه پيش مىرفتند . رسول خدا از « أذاخر » وارد مكّه شد و در بالاى شهر مكّه خيه وى را بر افراشتند [ 2 ] . نادانى جوانان قريش نوشته‌اند كه : « صفوان بن أميّه » و « عكرمة بن أبى جهل » و « سهيل بن عمرو » كسانى را به منظور جنگ و مقاومت در مقابل مسلمانان در « خندمه » فراهم ساختند ، و « حماس بن قيس بن خالد » ( از بنى بكر ) نيز أسلحهء خود را آماده ساخت ، و در « خندمه » به « صفوان » و « سهيل » و « عكرمه » ملحق شد . اينان با « خالد بن وليد » برخورد كردند ، و در نتيجه « كرز بن جابر فهرى » ( از بنى محارب بن فهر ) و « خنيس بن خالد بن ربيعة بن أصرم » ( حليف بنى منقذ ) كه در سپاه خالد بودند و از راهى غير از راه « خالد » وارد شده بودند كشته شدند ، و « كرز بن جابر » ، « خنيس بن خالد » را كه پيش از وى به شهادت رسيد ميان دو پاى خود قرار داده و از وى دفاع مىكرد تا

--> [ 1 ] - به اختلاف ضبط شده است : كدى و كدىّ ( معجم البلدان ، ج 4 ، ص 441 چاپ بيروت 1376 . روض الانف ، ج 7 ص 98 ) م . [ 2 ] - سيرهء ابن هشام ، ج 4 ، ص 49 ، چاپ حلبى ، 1355 . م .